![]() |
![]() |
|
| فوتبال چيزي فراتر از يك بازي صرف است ... |
|
اصليترين جزء فوتبال چيست؟ بازيكن، مربي، تاكتيك، امكانات و ... ، همه درست است اما اصليترين جزء فوتبال همان توپ گرد و سياه و سفيدش است. مسابقهاي را در نظر بگيريد كه همه چيز آماده است؛ زمين با كيفيت، بازيكنان و داوران، تماشاچيان پرشور. اما تصور كنيد اگر توپي در كار نباشد بازي خود به خود كنفيكون ميشود ! اين توپ بينوا كه مورد شديدترين ضربات با پا و سر قرار ميگيرد هيچگاه مورد توجه نبوده و البته از اين امر هم شكايتي ندارد. اين توپ بينوا اگر به هدف بخورد توسط بازيكن بوسيده ميشود و در آغوش كشيده ميشود. اما امان از روزي كه به هدف نخورد. هرچه فشار عصبي و ناراحتي در وجود يك بازيكن جمع شده بر روي آن بينوا خالي ميشود؛ به زمينش ميكوبند، يا ميان تماشاچيان شوتش ميكنند و بر سرش وحشتناكترين و بلندترين فريادها را مي كشند. تو گويي توپ در اين ميان مقصر است كه به هدف نخورده !
با اين همه ، وقتي توپ فوتبال را مي بينم تنها به ياد يك چيز ميافتم؛ يين و يانگ. ( مفهومی است در نگرش چینیان باستان به نظام جهان. یین و یانگ شکل سادهشدهای از مفهوم "یگانگی متضادها" است.از دیدگاه چینیان باستان، در همهٔ پدیدهها و اشیاء غیر ایستا در جهان هستی، دو اصل متضاد ولی مکمل وجود دارد. یین نشان تاریکی، زنانگی و منفعل بودن است. یانگ نشان روشنی، مردانگی و فعال بودن است. دایره بیرونی نماد هم نشانهٔ همه چیز است. اینکه در این نماد ذرهای از هر کدام در درون دیگری وجود دارد نشانه قطعی نبودن امور است ) عجب شباهتي! فوتبال هم مانند نظام جهان، دو رو دارد؛ تلخ وشيرين، سياه و سفيد، برد و باخت، شادي و غم و... . در دل هر يك از اينها نيز ذرهاي از ديگري نهفته؛ وقتي مي بريم ميدانيم كه روزي خواهيم باخت، وقتي ميبازيم ميدانيم كه روزي خواهيم برد. شگفتا از اين فوتبال.........................................شگفتا !
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 9:30 توسط Football Worm |
|
|
افشين قطبي هم برگشت.... خب، تا اينجاي كار كه عيبي نداره. همه هم هستند. خوردبين، خليلي، عابدزاده هم كه برگشته، اِ افشين پيرواني هم كه مربي شده، خدا رو شكر استيلي رو هم كه دكش كردن رفت، نيكبخت هم كه مثل اين بچه معصوم در آغوش سرمربياش جا داره! فدراسيون هم كه همه جوره پشت تيمه. فقط ميمونه يك سوال: بعضيها ـ روم به ديوار ـ ميگن افشين امپراطور چون هيچ تيمي براي سرمربيگري پيدا نكرد برگشته؟ راسته آقا؟!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 8:35 توسط Football Worm |
|
|
جام ملتهای اروپا هم تمام شد به بعد فنی و حرفهای بازیها کاری ندارم ( چرا که صحبت در مورد آنها فقط موجب غم و غصه ما می شود که چرا آنها دارند و ما ... ) Respect / Say No To Racism حال تا چه اندازه این شعار به واقعیت تبدیل شد ما بی خبریم. تنها مسئله مهم این است که آیا ما هم از میزان نژادپرستی در فوتبال کشورمان مطلعیم؟ آیا می دانیم که دلیل نفرت از برخی ها تنها تنها به دلایل قومی است؟ آیا می توان لقب فرهنگی- ورزشی را با وجود هوادارانی که همه می شناسیم و دیدیم به باشگاههای فوتبال این مملکت داد؟ آیا در ورزشگاههای ایران نشانی از احترام به بازیکن و مربی و هوادار تیم حریف می بینید؟
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 9:23 توسط Football Worm |
|
|
عبدالرحمن شاه حسيني هم رفت. روز نخستي كه در صدا و سيما ديدمش به لهجهاش خنديدم و در دل مسخرهاش كردم. اما حالا از قضاوت سريع و غلط خودم پشيمانم و افسوس ميخورم كه چرا چنين انسانهايي بايد از عرصه مديريتي فوتبال بروند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 8:56 توسط Football Worm |
|
|
بازي فينال جام ملتهاي آسيا ۲۰۰۷ را به ياد داري؟ عراق شگفتي ساز بود و عربستان تيمي مغرور و قدرتمند. عراقيها شايد به زور ۵ جلسه با همديگر تمرين كرده بودند و عربستانيها تا دلت بخواهد امكانات و تمرين و ... داشتند.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 13:38 توسط Football Worm |
|
|
اگر فوتبال يك سرگرمي ست، پس فوتباليست سرگرمي ساز است؛ شما را تا اوج ممكن سرگرم ميسازد و كاري ميكند كه زمان را فراموش كنيد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387ساعت 13:30 توسط Football Worm |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
از جادوي فوتبال كه بگذريم، از شكوه و شكايت همسر نازنينم كه بگذريم، از گريه ها و خنده ها، از حرص و جوش خوردن هاي هنگام بازي كه بگذريم، از جنون فوتبال كه بگذريم....
من ستايشگر فوتبالم ... من، فوتبال را ميپرستم |
| پیوندهای روزانه |
|
وبلاگ رسمي دانشجويان فيزيك 86 دانشگاه علم و صنعت تهران ساحل فوتبال آرسنال.میلان.پیروزی آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 |
|
RSS
|